روزنامه شماره 82
تاريخ:1384/10/10





پرسه زني در پاساژ مقاومت خاموش عليه نداشتن‌ها


در همين لحظه در كنار ما و به موازات جريان روزمره زندگي در خيابان‌ها, خانه‌ها, دانشگاه‌ها و فروشگاه‌ها, همواره و در هر دم, اشكالي از جامعه در حاي پويايي, نوزايي يا اضمحلاي هستند. پاساژ‌ها نيز به عنوان يكي از عرصه‌هاي عمومي كه شهروندان, بخش قابل توجهي از اوقاتشان را در آن مي‌گذارند واحدي براي مطالعه جامعه شناساني است كه <روزمرگي زندگي شهري> را تجزيه و تحليل مي‌كنند. دكتر عباس كاظمي, عضو هيأت علمي گروه ارتباطات دانشگاه تهران و مدير گروه مطالعات فرهنگي جهاد دانشگاهي چندي پيش تحقيقي در اين زمينه انجام داد. او طيف نوجواناني را مورد مطالعه قرار داد كه روزانه بين 4 تا 5 ساعت از اوقات خود را به پرسه زني در پاساژهاي گلستان درشهرك غرب, گلستان در ميدان هروي پاسداران, قا‚م در تجريش و نصر در گيشا مي‌گذرانند. پاساژ به چه نوع از كمبودهاي اين نوجوانان, پاسخ مي‌دهد؟ و آيا پاساژها, جايگزين <پاتوق>‌هايي  هستند كه اشكاي قدرت در ايران, اجازه ظهور به آنها نمي‌دهد؟ و سر آخر اينكه اگر پرسه زني در پاساژها را مي‌توان به عنوان نوعي مقاومت در برابر تنگناهاي موجود براي نوجوانان, تحليل كرد, سيستم سرمايهداري چگونه اين مقاومت منفي را به نفع خود مي‌كند؟ اينها بخشي از پرسش‌هايي است كه در اين گفت و گو پاسخ آنها را از دكتر عباس كاظمي گرفته‌ايم.

به نظر مي‌رسد كه پاساژها, قلمروهايي متفاوت براي نوجوانان هستند. قلمرواي خارج از دو قلمروي نظارتي خانواده و مدرسه. جايي كه نوجوانان اين فرصت را براي خود مي‌يابند تا بيرون از نگاه مقتدرانه مدرسه و خانواده, آزادانه خود و ديگران را براي نخستين بار جست و جو و كشف كنند.

دقيقائ همين طور است. همين طور كه شما گفتيد ما دو قلمروي انضباطي در جامعه براي نوجوانان داريم. اوي خانواده و سپس مدرسه. خانواده در جوامعي مثل ما  نهادي شديدائ انضباطي است اگر چه گفته مي‌شود كه در ساي‌هاي اخير قدرت و كنترلش را نسبت به فرزندان از دست داده است اما تحقيقات نشان مي‌دهد كه خانواده هنوز مهم ترين كانون انضباط بخشي به فرزندان است. كودكان ايراني در خانواده احساس مي‌كنند كه تحت حمايت هستند اما همان كودكان وقتي به سن نوجواني مي‌رسند گمان مي‌كنند كه تحت كنتري هستند. يعني نوجوانان وقتي به اين سن حساس مي‌رسند, همان رفتاري كه از سوي والدين تا چندي پيش  رفتاري حمايتي تلقي مي‌شد,  اكنون رفتار كنترلي تلقي مي‌شود. پس, از نظر نوجوان <حمايت> جايش را به< كنتري> مي‌دهد. قلمرو انضباطي دوم كه در كنار خانواده در جامعه فعاليت دارد, مدرسه است, مدرسه نيز فضايي رسمي و خشك را در برابر نوجوان قرار مي‌دهد. اما نوجوان مي‌خواهد كه حيطه‌هايي از زندگي را خود كشف و تجربه كند و  هويت خودش را بسازد. او براي كشف و جست و جوي اين هويت تازه به دنباي مكان يا عرصه‌اي مي‌گردد تا استقلاي داشته باشد. در كنار اين دو قدرت, قلمروي واسط يا سومي وجود دارد كه خيابان, پارك, پاساژ يا ... است.    

شما در وبلاگ خود <جامعه شناسي روزمره,> براي اين نوجوانان كه پاساژها را پاتوق خود قرار داده‌اند از اصطلاح <پرسه زن> استفاده كرده‌ايد. مشخصات پرسه زن‌ها چيست؟     

اصطلاح <پرسه‌زن> براي اولين بار در ادبيات فرانسه مطرح شد. والتر بنيامين, فرگوسن و ديگران از اين اصطلاح استفاده كردند. آنها اعتقاد داشتند كه جماعتي در شهر وجود دارند كه اگرچه داخل جماعت شهري هستند اما هيچ وقت جزو آن جماعت نيستند. اينها بي هدف پرسه مي‌زنند, نگاه كنجكاوانه دارند و مدام ديگران را زير نظر دارند. اينها معمولائ جزيياتي را در شهر مي‌بينند كه به چشم يك شهروند معمولي نمي‌آيد. والتر بنيامين مي‌گويد كه پرسه زن, اگرچه در شهر هست اما هميشه در آستانه شهر باقي مي‌ماند. نه داخل شهر هست و نه خارج از آن. ما اين اصطلاح را براي نوجواناني كه پاساژها پاتوق آنهاست, به كار برديم. زيرا اينها هم اگرچه مدام در پاساژ هستند اما در حقيقت جزو خريداران يا فروشندگان پاساژ نيستند. به دو معنا:1. قصد خريد ندارند.2. مورد قبوي اهالي پاساژ نيستند و به عنوان مزاحم تلقي مي‌شوند.    

پرسه زن‌ها در مراكز خريد كساني هستند كه پوي و قصد خريد ندارند و ظاهرائ بي هدف در محل‌هاي خريد, در ساعات طولاني گردش مي‌كنند و پاساژ, پاتوق دايمي آنهاست. آنها وقت گذراني مي‌كنند و روزانه حدود 554 ساعت را در آنجا به گردش در راهروها و جلو ويترين‌ها مي‌گذرانند. به صورت گروهي دور هم جمع مي‌شوند, ديگران را ورانداز مي‌كنند, با يكديگر حرف مي‌زنند و از ميان بازديدكنندگان يا پرسه زن‌هاي ديگر, دوستان تازه مي‌يابند. شماره تلفن رد و بدي مي‌كنند. اين گروه‌هاي پرسه زن, معمولائ گروه‌هاي ديگر مراجعه كننده را مي‌شناسند.    

و با وجود اينكه ممكن است ديگران گمان كنند كه اينها بي هدف پرسه‌مي‌زنند, در حقيقت اينها در اين پرسه زدن‌ها, در حاي كشف هويت مستقل يا احساس استقلاي خود هستند.    

دقيقائ همين طور است. اينها بي هدف نيستند و به طور ناخودآگاه در حاي كشف خود و ديگران هستند. آنها با اين پرسه زدن‌ها, احساس استقلاي خود را تقويت مي‌كنند و از رفتار اجتماعي ديگران با يكديگر يا فروشندگان, الگو مي‌گيرند. پرسه زن‌ها, ناظران اجتماع هستند.

به جز اينكه پاساژها زيبا و پر زرق و برق هستند و نقش حلقه گمشده ارتباطات جمعي را در ميان نوجوانان ايفا مي‌كند, پاساژ, چه ويژگي ديگري نسبت به محيط‌هاي عمومي مثل خيابان, پارك و كافي شاپ و ... دارد؟

پاساژ‌ها يا مركز خريد  سه امكان براي ما ايجاد مي‌كند: اوي, جايي است براي معامله كردن و تجربه خريد و فروش, دوم جايي است براي بازديد و تفريح و سوم, جايي است كه در آن ديگران اعم از دختران و پسران و خانواده‌ها, حضور دارند. پاساژها, فضاي واسط بين خانه و مدرسه هم هستند. ما از دختران در پاساژها, پرسيديم كه چرا براي اوقات فراغت به پاساژ مي‌آييد؟ آنها جواب دادند كه اوي به خاطر اينكه در پاساژها بيش از خيابان و پارك احساس امنيت مي‌كنيم. پس نوجوانان از لحاظ رواني در آنجا احساس امنيت مي‌كنند زيرا آنها تازه از مرحله كودكي خارج شده اند و هنوز به مرحله بزرگسالي هم وارد نشده اند. در نتيجه به حضور بزرگسالان در كنار خود نياز دارند. آنان در پارك و خيابان ممكن است مورد تهديد واقع شوند. سرباز, دوره گرد و معتاد در پارك زياد است اما در پاساژ نوعي انضباط و كنتري نامر‚ي وجود دارد. ويترين‌ها, كالاهاي مد روز و حضور ديگر همسالان از جنس مخالف, ويژگي‌هاي ديگر پاساژ است. دختران و پسران در اين محيط امن با يكديگر آشنا مي‌شوند و در حقيقت نياز برقرار كردن ارتباط را برآورده مي‌كنند.

مي شود اينطور نتيجه گيري كرد كه اگر نوجوانان آزادانه تر از وضعيت موجود, امكان دوست‌يابي داشتند, پاساژها به پاتوق تبديل نمي‌شد؟

در جامعه‌اي مثل ما اين نكته مهم است كه فضاهاي ارتباطي  كمي وجود دارد  تا آدم‌ها بتوانند آزادانه فارغ از متغيرهايي چون جنسيت و... با همديگر ارتباط برقرار كنند. در ايران حلقه‌هاي كمي وجود دارند كه آدم‌ها به واسطه آن يكديگر را بشناسند, با يكديگر جمع شوند و ارتباط جمعي برقرار كنند. اما فكر نمي‌كنم كه اصولا چيزي  بايد يا مي‌تواند جاي پاتوق‌هاي پاساژ را بگيرد.

امروز پاساژها در ايران كاربرد پارك‌ها در قرن نوزدهم اروپا را پيدا كرده اند كه محلي براي به نمايش گذاشتن تجملات و مد قشر بورژوا بود. ويترين پاساژها, مد را تبليغ مي‌كند. نوجواناني هم كه به اين پاساژها مي‌آيند خود به نوعي پيروان مد هستند و آنچه را كه خود هستند, مانند يك مانكن زيبا در برابر همسالان خود, به نمايش مي‌گذارند. در حقيقت ما مي‌توانيم بگوييم كه در پاساژها دو نوع ويترين وجود دارد.    

به نكته درستي اشاره كرديد. ويترين دوم سيار است و حتي جذاب تر از ويترين اوي. از ديدگاه انتقادي, سيستم سرمايهداري, مراكزي ساخته است كه ضمن اينكه آدم‌ها مي‌آيند و ويترين‌ها را مي‌بينند, خودشان هم ابژه ديگران مي‌شوند و در نهايت تبليغ بيشتري مي‌شود براي مصرف كالاهاي سرمايه داري. قبلائ سيستم سرمايهداري گمان مي‌كرد كه تنها زنان مي‌توانند مصرف كننده كالاهاي سرمايه داري باشند اما امروزه مردان را هم مخاطب قرار داده. يعني امروز پسران به اندازه دختران داراي مد هستند و از آن پيروي مي‌كنند.    

ميشود اينطور نتيجه گيري كرد كه پاساژها يا ميدان‌هايي مثل هفت حوض, مكان آرماني يا بهشت پنهان نوجوانان در عرصه خودنمايي و راي به تجدد در برابر سنت است؟ يعني وقتي ما انتخاب و گزينه بهتري براي وقت گذراني نوجوانمان نداريم, با انتخاب گزينه پاساژ, نوعي آرمان سازي براي او مي‌كنيم.    

همه در اين مكان‌ها با امر "خريد, مصرف و مد" در ارتباط هستند. كسي كه كالايي را تماشا مي‌كند حتي اگر آن را نخرد به نوعي مصرف كننده كالا هم محسوب مي‌شود. اين فضا, فضاي اوقات فراغت و تفريح هم هست و به‌خصوص براي زنان, نوجوانان و بازنشسته‌ها, اين مكان‌ها, مكاني براي عرض اندام و وقت گذارني است ... بازنشسته‌ها هم در خانه و زندگي, تاريخ مصرف گذشته به حساب مي‌آيند. پس ما در پاساژها و مراكز خريد با سه قشر مواجه هستيم كه به نوعي نماينده مردماني هستند كه "چيزهايي ندارند" و "محروم" هستند. اصطلاحا ما به اين گروه‌هاي فرودست شهري" ,اقليت‌هاي فرهنگي" مي‌گوييم. نوجوانان به يك معنا در برابر بزرگسالان فرودست هستند. زنان در برابر مردان و جامعه مردسالار و بازنشسته‌ها در برابر كارمندان جوان و پويا. اين فضا كه محملي است براي اين اقليت‌هاي فرهنگي چه معنايي دارد؟ به اين معني است حالا كه "قدرت" نسبت به نياز ارتباط جمعي مردم و ديگر كاستي‌ها, بي توجه است, اين خود مردم هستند كه اين امكان و موقعيت را براي خود فراهم مي‌كنند. اين  امر به چه معني است؟ به اين معني كه جامعه در برابر قدرت, واكنش نشان مي‌دهد. جامعه "مقاومت" خود را  اينگونه نشان مي‌دهد كه ما در برابر تنگناها در مكان خريد حضور پيدا مي‌كنيم بي آنكه خريد كنيم!  اين فضاها در واقع همان اشكاي رويا گوني هستند كه فرويد از آن نام مي‌برد. او مي‌گويد وقتي كه يكسري از خواسته‌ها و امياي سركوب مي‌شود, اين كاستي‌ها خود را بعد از مدتي به شكل باژگون و در اشكاي رويايي نشان مي‌دهد. همه اينها در حقيقت بازتاب و منعكس كننده همه چيزهايي است كه "اشكاي قدرت" آن را سركوب كرده است. اما از سوي ديگر, هيچ وقت سركوب مطلق وجود ندارد زيرا جامعه به اشكاي مختلف كاستي خود را جبران مي‌كند يا در صدد جبران آن بر مي‌آيد.    

در پايان اين‌طور نتيجه‌گيري مي‌كنم كه در حين اينكه حضور پرسه زن‌ها در پاساژها, نوعي واكنش منفي و مقاومت در برابر كاستي‌هايي است كه از سوي اشكاي قدرت, ديكته شده, اما از سوي ديگر" ,اشكاي قدرت" و "سيستم سرمايهداري" از همين واكنش منفي هم به نفع خود بهرمند مي‌شود. به اين ترتيب كه همين نوجوان را تبديل به يك مصرف كننده مد و كالاي سرمايه داري مي‌كند گويي كه خارج از چرخه "مصرف كننده" و "مصرف شونده" حق انتخاب ديگري وجود ندارد.

دقيقائ. اتفاقائ سرمايه داري وقتي مي‌بيند كه اين فضاي روياگون شكل گرفته, محمل استثمار بيشتر را هم فراهم مي‌كند و از "حضور جمعي" كه در اصل نوعي مقاومت محسوب مي‌شود,به نفع خود استفاده مي‌كند . سرمايه‌داري مردم  را به وسيله  تبليغات, مد و مصرف گرايي كنتري مي‌كند. پس مردم در اين چرخه بازهم تبديل مي‌شوند به ابژه سرمايه داري كه قابل كنتري هستند.   

 

 


6
http://www.sarmayeh.net/