شوكر
در كتاب فهم موسيقي عامه كه فصلي از آن در فصلنامه
ارغنون13811، شماره 20) ترجمه شده است از فرهنگ
شيفتگي در ارتباط با مصرف موسيقي صحبت مي كند.
مصرف موسيقي راك را در بين جوانان هم به مثابه
شكلي از سرمايه فرهنگي و هم سرچشمه اي براي لذت
مخاطبان مورد بررسي قرار داده است، تاكيد نهادن
براين دو عامل به معناي دادن سهمي ويژه به
كاربردهاي شخصي و اجتماعي موسيقي در زندگي مردمان
است. در اين تلقي مصرف كننده فعال در نظر گرفته مي
شود.
با
گسترش طبقه متوسط در ايران و افزايش درآمد خانواده
ها و تغيير شيوه زندگي آن ها، جوانان در موقعيتي
قرار گرفتند كه مي توانستند مستقل خرج كنند. قدرت
خرج كردن بيش تر جوانان اين ابزار را در اختيار
آنان قرار داد كه ارزش ها و آرمان هاي جداگانه خود
را بيان كنند. اين تلقي كه خرده فرهنگ جوانان
كليتي يكپارچه است اكنون چندان قابل دفاع نيست
(شوكر، 5 :1381.) اكنون ما از خرده فرهنگ ها صحبت
مي كنيم. خرده فرهنگ هايي كه اعضايشان از اوقات
فراغت و سبك زندگي به عنوان ابزاري براي تصاحب
فضاهاي فرهنگي خاص خود سود مي جويند. از اين رو
معرف ظهور سياست فرهنگي در سطح نمادين هستند.
اگرچه نمي توان همه رفتارهاي جوانان در مراكز خريد
و پرسه زني در خيابان ها تا خريد كردن در فروشگاه
ها را تابع اين منظر دانست براي اين كه ما اعتقاد
نداريم كه جوانان خود به عنوان مقوله اي كلي و
يكدست و همگن هستند لذا در بحث خرده فرهنگ جوانان
بايد مقوله هايي چون طبقه، جنسيت و قوميت را هم
وارد كرد. درعين حال رويه هاي مصرفي و كردارهاي
فراغتي جوانان معناي نوعي اعتراض عليه قواعد موجود
را مي دهد. البته ايده «خرده فرهنگ به مثابه نفي»
حتي در نظر صاحبنظراني چون هبيج، مورد ترديد قرار
گرفته
است.
ما
نه خرده فرهنگ را به معناي متعارف آن گونه كه هبيج
استفاده مي كرد به كار مي بريم و نه مراد ما از
نفي زير سوال بردن كليت فرهنگ متعارف است. مقاومت
در اين جا همان طور كه دوسرتو مي گويد به شكل
نمادين و پنهان است و لزوما معناي مبارزه را با
خود به همراه
ندارد.
براي
انديشمندان مطالعات فرهنگي بيرمنگام، خرده فرهنگ
ها به معناي نظام هاي معنا، وجوه بيان يا سبك هاي
زندگي كه توسط گروه هاي مستقر در مواضع ساختار تحت
سلطه، در پاسخ به نظام هاي معنايي مسلط بسط يافتند
و منعكس كننده تلاش اين گروه ها براي حل تناقضات
ساختاري برخاسته از زمينه نظام اجتماعي گسترده تر
بودند.» (بريك، 8 :1985 به نقل از شوكر، 16 :1381
و 15) هبيج فرض مي گيرد كه مقوله سبك «آبستن معنا»
است. خرده فرهنگ ها به اوقات فراغت و سبك ها به
عنوان وسيله اي براي ساخت ارزش هاي خويش اتكا مي
كنند.
ارزش
هايي كه در جامعه با رمزگان و نمادهاي فرهنگ غالب
اشباع شده است. معناي خرده فرهنگ ها براي اعضايشان
در اين است كه راهي براي رهايي و خروج از زير
سيطره فرهنگ غالب در اختيار آن ها قرار مي دهد. در
واقع سبك زندگي در اين جا خارج از مجموعه عناصر
هويتي مرسوم كه از طريق خانه، كار يا مدرسه ساخته
مي شود و براساس اوقات فراغت ساخته مي شود. واسطه
اوقات فراغت در واقع نقد به ابزاري شدن زندگي
روزمره است و ترسيم زندگي به شيوه اي كه از دنياي
ابزاري كار دور شده
است.
در
دهه هاي اخير با توجه به انتقاداتي كه به رويكرد
مطالعات فرهنگي بيرمنگام در بررسي خرده فرهنگ ها
شده است گروهي از محققان به بررسي پديده شيفتگي
روي آورده اند. شيفتگان، گروهي هستند كه تاكنون
محققان به آن ها با ديد منفي و بد نگاه كرده اند.
پديده شيفتگي، تاكنون در قلمرو مطالعات آسيب شناسي
بررسي و رفتار شيفتگان غالبا به مثابه شكلي از
رفتار بيمارگونه توصيف شده است. «بچه قرتي»،
«بيتيل زدگي» «سوسول» عبارت هايي اند كه به اين
گروه اطلاق شده است. يعني شيفتگاني كه از حد يكي
پنداشتن خود با ستاره ها و نمودها، فراتر مي روند.
اما محققان جديدي چون لويس و... به شيفتگي به
مثابه پديده پيچيده اي نگاه مي كنند كه با شكل
گيري هويت هاي اجتماعي خصوصا جنسيت در ارتباط است.
به نظر آن ها «شيفتگي نوعي روند فعال است كه به
مشاركانش عضويت در اجتماعي را عطا مي كند كه بر
حسب مقولات سنتي معرف منزلت و غيره تعريف نمي
شوند.» (شوكر، 21
:1381)
از
نظر فيسك، شيفتگي قلمرويي است كه نوعي «نظام
فرومرتبه ذوق فرهنگي» در آن ثبت مي شود. همچنين
شيفتگي با اشكالي همراه است كه معمولا نظام ارزشي
غالب آن ها را تحقير مي سازد، بنابراين شيفتگي با
سلايق افرادي كه به واسطه نوعي تركيب از جنسيت،
سن، طبقه و نژاد از اعمال قدرت محروم شدهاند مرتبط
است. البته برخلاف نظر فيسك شيفتگاني از طبقات
بالا يا تحصيلكرده هم وجود
دارد.
گروسبرگ، مفهوم شيفتگي را براي ما فربه تر كرده
است به نظر او اين مفهوم همراه است به هيجان،
احساس، لذت و ميل. در اين منظر ما هواخواهان جدي و
متعصب يك سبك را هم مي توانيم در ذيل مفهوم شيفتگي
قرار دهيم. اين ها خود را شيفته ( fan ) نمي دانند
بلكه سطحي روشنفكرانه براي عمل خود قايل هستند. در
هر صورت مطلبي كه ريمر در مورد شيفتگان موسيقي پاپ
گفته براي همه صادق است:«شيفتگان موسيقي پاپ احمق
نيستند. آن ها مي دانند كه چه مي خواهند و در
نهايت قدرت مغزشويي تمامي رسانه هاي جهان هم نمي
تواند چيزي را به ايشان بفروشد كه فايده اي
برايشان ندارد.» (ريمر، 1985 به نقل از شوكر، 25
:1381) معنا سرآخر توسط خود مصرف كنندگان خلق مي
شود. به نظر لويس، «شيفتگان با مشاركت در شيفتگي،
هويت هاي استواري براي خويشتن بنا مي كنند. آن ها
طي اين روند، به يك قلمرو فعاليت فرهنگي ساخته دست
خويش پا مي نهند، كه به طور بالقوه، سرچشمه اي از
قدرت يابي در مبارزه با شرايط ناخوشايند زندگي
روزمره
است.»
1387-1380کليه حقوق متعلق به سايت بانک
اطلاعات نشريات کشور است.
توجه: magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف
اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل
اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و
مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی
باشد.
پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642
021